
رمان «در بارهxadی آزاده خانم و نویسندهxadاش» هم وادارت میxadکند به خواندن و هم انگیزهxadای است برای نوشتن. رمانی که مخاطبانش، بیشتر، نویسندهxadها هستند تا خوانندهxadها. زیرا که قصه نوشتن را میxadنویسد. «...او مجبور است نوشتن را از شخصیتxadهایش یاد بگیرد. نوشتن قصه راحت است ولی نوشتن قصه نوشتن اصلا آسان نیست.». با دیدن جملهxadهایی از هزار و یکشب در اول کتاب: «... در یکی از ک...
ادامه مطلب
رمان «در بارهxadی آزاده خانم و نویسندهxadاش» هم وادارت میxadکند به خواندن و هم انگیزهxadای است برای نوشتن. رمانی که مخاطبانش، بیشتر، نویسندهxadها هستند تا خوانندهxadها. زیرا که قصه نوشتن را میxadنویسد. «...او مجبور است نوشتن را از شخصیتxadهایش یاد بگیرد. نوشتن قصه راحت است ولی نوشتن قصه نوشتن اصلا آسان نیست.». با دیدن جملهxadهایی از هزار و یکشب در اول کتاب: «... در یکی از کتابها صورتی یافت که نزدیک بود آن صورت در سخن آید.» خواننده پی میxadبرد که در طول رمان با شخصیتxadها و تصویرهای جانxadدار همراه خواهد شد. مطرح کردن زن سه چشم در اوایل رمان جرقهxadی دیگری...
ادامه مطلب