«سرعت پیشرفت فناوری مدرن به قدری است که رؤیای وحشی و بکر امروز، وسیلهی دمدستی آشپزخانه در سالهای پیش رو خواهد بود.»
اختلاف نسلها نه سالهای واقعی که هزاران سال خواهد شد. دنیای این ثانیه با دنیای ثانیهی بعد از زمین تا آسمان تفاوت خواهد داشت. نمیخواهید باور نکنید! مگر خودِ ما باور میکردیم که در قوطیها زندگی کنیم! توی قوطیها مسافرت کنیم! مواد غذاییمان را توی قوطیها نگه داریم، از توی قوطیها فیلم و آواز ببینیم! از درون قوطیها با هم حرف بزنیم و از توی همان قوطیها همدیگر را با فرسنگها دوری ببینیم! مگر باور میکردیم که غیر از زمین جاها و کرات دیگری هم هست. مگر باور میکردیم که کوتاهترین راه خط مستقیم نیست، مگر باور میکردیم که مجموع زوایای مثلث ۱۸۰ درجه نیست. مگر باور میکردیم … الان همه چیز را باور میکنم حتی همهی آن چیزهایی را که غیرقابل باورند! باور میکنم که هر وقت آرزو کنم در جایی از جهان باشم، بلافاصله آنجا خواهم بود. هر چه دلم بخواهد را میتوانم بدست آورم. میتوانم به هر کسی هر چه دوست دارد را همان لحظه بفرستم. حالا از طریق دنیای مجازی فقط صحبت میکنیم، اما در زمانی نه خیلی دور خوراکیها و نوشیدنیهایمان را با هم تقسیم خواهیم کرد. با هم سر یک سفره خواهیم نشست. قدرت و سرعت تکثیرمان آنقدر زیاد خواهد بود که ثانیهای در یک جا نخواهیم ماند، در همه جا خواهیم بود.
بهبه! نفس عمیقی میکشم؛ تمامی دنیا کلیهی کوچکی خواهد بود برای تک، تکمان که دور هم با شادی در آن زندگی کنیم.
ناگهان ترسی تمامی وجودم را پر میکند، اگر اینجوری باشد، نکند به همان سرعت هم جنگ و ویرانی بوجود آید و به همان سرعت دفنها و … نکند به جای غذا چاقویی به طرفت بیاید، مگر نه این است که در همهی زمانها همهی اینها با هم بودهاند! نکند بچهها بزرگ نشده، پیر و دفن شوند، آیا به همان سرعت که در حالِ تکثیرند، ویروسها هم تکثیر خواهد شد؟ به همان سرعت… دیگر به آینده فکر نمیکنم.
روحانگیز پورناصح/ ۱۳۹۵
برچسب:
نویسنده: آروین زارعی